تابستان در بادن بادن

» تابستان در بادن بادن

من به شخصه عاشق داستایفسکی هستم ، کتابهای او خوراک ذهن و دل و روح و خلاصه کل وجود آدمه از همین روی این کتاب را خریدم ، چون نویسنده ی کتاب آقای لئونید تسیپکین این کتاب را بر اساس زندگی داستایفسکی بزرگ نوشته است . کتاب ترجمه ی مهرشید متولی بوده و توسط نشر تندیس چاپ و منتشر شده . البته ادعا نمی کنم که کتاب کل زندگی داستایفسکی بزرگ را در بر دارد بلکه تنها گوشه ای از زندگی اوست ، گوشه ای که با آنا ، همسر خود به اروپا رفته است . اگر ووستان کتاب قمارباز داستایفسکی را خوانده باشند ، با خواندن این کتاب خواهند دید که خود داستایفسکی تا چه حدی در ورطه ی این اعتیاد فرو رفته بوده . این کتاب بر اساس واقعیت نوشته شده ، نویسنده ی کتاب اصلا پزشک بوده و خیال چاپ کردن این داستان را هم گویا نداشته ، بعد از مرگش دخترش در نوشته های پدر این متن را پیدا کرده پیش ناشر می بره و ناشر تاسف می خوره که چرا داستانهای بیشتری از اون وجود نداره ، چون کار بسبار خوبی از آب در اومده بوده .


دوستان عزیزم ، شاید در ادبیات روسیه ، نام این نویسنده اصلا مطرح نشده باشد چرا که همانطور که عرض شد ایشان پزشک بودند ولی گاهی اتفاق می افتد که کسانی که در زمینه ای جدی کار نمیکنند وقتی یک کار تفریحی در آن زمینه انجام می دهند تازه کشف میشوند و همه غبطه میخورند که چرا تا کنون در این رشته کار نکرده است . اما برای ایشان کار از کار گذشته بوده چون همانطور که عرض شد ، در زمان پس از مرگشون ، متن کشف میشه وگرنه شاید اگر در زمان حیات ایشان کشف می شد ، جهت کاری او را به سمت نویسندگی سوق میداد و حالا ما آثار بیشتری از ایشان در دسترس داشتیم . ولی خب چه میشه کرد ، دنیا کاراش همینطوریاست .


نثر داستان نثری خوب و تغریبا روان هست ، گهگاهی پیچشهایی وجود دارد اما داستان را زیباتر کرده و به خواندن اصلا مشکلی نمی رساند . من متن پشت جلد را برای مهربان یاران می نویسم که طرحی کلی از کتاب دستتون بیاد .


متن پشت جلد اینه :


تابستان در بادن بادن که بین سالهای 1977 و 1980 نوشته شده ، شاهکاری گم شده و یکی از دست آوردهای مهم ادبیات روس در نیمه ی دوم قرن بیستم است که نویسنده اش لئونید تسیپکین (1982-1926) در طول زندگی خود حتا یک برگ از آثارش را چاپ شده ندید .

این کتاب رمانی پیچیده و اصیل است که سبک و نثر دوست داشتنی و جدی ژوزه ساراماگو و تامس برنارد را به خاطر می آورد . تابستان در بادن بادن قصه گوی دوگانه دارد ،. فئودور داستایفسکی تازه ازدواج کرده ، رمان نویس بزرگ و زن جوانش ، آنا گریگوریونا ، در راه آلمان هستند ، سفری به خارج از کشور که چهار سال طول می کشد . نه داستایفسکی این کتاب مثل کتاب ارباب پترزبورگ جی.ام.کوئتزی یک داستایفسکی خیالی است و نه این کتاب رمانی مستند . هرچند نویسنده اش وسواس درست نویسی دارد . همه چیز ساختگی است و هیچ چیز ساختگی نیست . علاقه ی بی پروای داستایفسکی به بازی ، به زنش و به استعداد نویسندگی اش ، مطابقت دارد با عشق به بخشایشگری و آن هم با عشق تسیپکین مرید ادبیات به داستایفسکی هم قافیه است . سوزان زونتاگ در مقدمه ی درخشانش بر این کتاب ، درباره ی رمان و معجزه ی نجات یافتن آن توضیح داده است . اگر می خواهید مزه ی ژرفا و اقتدار ادبیات روس را فقط با خواندن یک کتاب بچشید ، این کتاب را بخوانید . اگر رمانی می خواهید که بتواند روح شما را تقویت کند ، این کتاب را بخوانید

شاد و سالم و کتابخوار باشید


با سپاس

محسن نامدارزاده

م.ن.صفا

تگ ها :   هنر
آخرین مطالب این وبلاگ



Buy website Traffic
Buy Website Traffic Cheap