کافه پاریس

» کافه پاریس

دوستان عزیز کتابخوارم سلام . امروز یک کتاب خاص دارم . البته به نوعی هر کتابی خاص هست اما این کتاب برای یک دلیل خاص ، به نظرم خاصه . شاید بارها شده باشه که برای رفتن به یک مسافرت چند روزه یا برای رفتن به تفریحی دو سه روزه در اطراف شهر ، یا حتا برای دعوت به میهمانی یک روزه ، با خودتون این فکر رو کرده باشید که خب چه کتابی با خودم بردارم ؟ از طرفی رمان های حجیم ، با عمر لحظاتی که در خانه نیستید هماهنگی نداره و از طرف دیگه اگر مجموعه داستان هم برداشته و با خود ببرید ، ممکنه نوع و سبک داستانهاش مناسب حالی که در اون موقعیت دارید نباشه . اما کتابی که امروز براتون آوردم و خودم خیلی ازش لذت بردم ، کتابی هست که از انواع ژانرها و بسته به انواع حالات و سلایق ، داخلش داستانی دیده میشه . البته نمیگم کل ژانرها ، بلکه عرض کردم انواع ژانرها . من که زیاد سفر می کنم ، سه روز رفتم کوه های اطراف شهر و برای خودم کمپ زدم ، وقت رفتن این کتاب و کتاب دیوان حافظ را بردم ، البته تبلت هم بردم که اگه ضد حال خوردم با این کتاب ، توی تبلت داستانهایی برای خوندن داشته باشم . اما جاتون خالی ، کلی حال داد . تمام داستانهاشو با دقت خوندم و مزه مزه کردم ، طعم طبیعت با طعم بسیار عالی این مجموعه ، خاطره ای به یادماندنی برای من گذاشت . دوست دارم شما هم این کتاب رو تجربه کنید آخه کتابخوارا باید هوای همو داشته باشن .


کتاب را نشر کوله پشتی چاپ کرده ، اسمشم جالبه نه ؟ انگار ساخته شده برای یک سفر و تفریح چند روزه . کلا 18 داستان داره که براتون با اسم نویسنده ها میگذارم تا ببینید تنوعش چطوریه .


آنتوان چخوف

دشمن ها

شرط بندی

فرانک اکانر

عقده ی ادیپ

آلیس مونرو

پاییز داغ

جومپا لاهیری

از جهنم تا بهشت

نیکلای گوگول

پرتره

دوریس لسینگ

در میان تونل

نگاه خیره

امیل زولا

مرگ الیویه بکی

لئون تولستوی

به خاطر یک وجب خاک

گی دو موپاسان

دوشیزه فی فی

عزیز نسین

خارج از محدوده

ویلیام فاکنر

گل سرخی برای امیلی

وحشت از سیاهی شب

فئودور داستایفسکی

رویای مرد مضحک

ادگار آلن پو

قلب افشاگر

آلبر کامو

مهمان


میبینید دوستان عزیزم؟ میبینید چقدر تنوع؟ دیوانه کنندست . جاتون خالی ، من این روزها رو توی یک غار داخل کوه بودم که برای حدود سه نفر جا داره ولی من تنها بودم . البته شهر زیر پاهام بود . مثلا وقتی شرط بندی چخوف را خواندم ، عجیب بود احساس عجیبی از همزادپنداری با شخصیت جوان داستان کردم ، خیلی از داستانهای دیگرشم همین حال را داشت ولی این یکی یک جور انرژی بهم داد برای پایین آمدن از کوه ، وای دوستان عزیزم ، حتما این کتاب را بگذارید داخل کوله پشتی کوچکی و برید یک سفر ولو یک روزه در طبیعت اطراف شهر . یا اگه براتون به هر دلیل تنهایی و محیط آزاد سخته ، برید خانه ی یکی از اقوام و یک روز رو لذت ببرید هم با میهمانی هم با این کتاب ، نمیدونید چه انرژی ای دارم از این تجربه ی سه روزه . به زودی سفر بعدی را خواهم رفت و مطالبم را با شما مهربان یاران به اشتراک خواهم گذاشت . شاد و سالم و کتابخوار باشید .


با سپاس

محسن نامدارزاده

م.ن.صفا

آخرین مطالب این وبلاگ



Buy website Traffic
Buy Website Traffic Cheap