مهربان یاران کتابخوار درود
یادم می آید سالها پیش ، یک نفر به یکی از دوستانم که در کتابفروشی به شغل کتابداری مشغول بود مراجعه کرده و از او خواسته بود که یک کتاب داستانی در سطح عالی به او معرفی کند .
ضمنا آن فرد به دوستم گفته بود که تنها کتابهایی که خوانده مربوط به دهه ی قبل بودم که در حین مدرسه رفتن ، مجبور به خواندن آنها بوده است . او گفته بود می خواهم کتاب خوان شوم ، پس داستانی را به من معرفی کن که من را به کتاب خواندن علاقه مند کند .
دوست من نیز با سینه ی سپر کرده و با اطمینان تمام ، کتاب مسخ که به حق یکی از شاهکارهای فرانتس کافکا است را معرفی کرده بود .
البته دوستم کتاب خوبی را معرفی کرده بود . شاهکاری ماندگار . اما مشکل این بود که خط سیر مطالعاتی را در نظر نگرفته بود .
خلاصه مدتی بعد ، همان مشتری از جلوی کتابفروشی رد می شده که کتابدار را می بیند و به او می گوید که برای همیشه دست از کتاب خواندن کشیده است . او ادامه می دهد که ، یعنی چه که یک آدم تبدیل به سوسک بشود ؟!!
اگرچه آن مشتری ، معنای عمیق و تمثیل کتاب را متوجه نشده و معنایی که در اطراف ما روزانه برای بسیاری افراد محقق می شود را ندیده است ، اما از این جهت کاملا حق داشته و قابل پیش بینی بوده که چنین تنفری از کتاب در او ایجاد شده و ذوقش کور شده .
این خاطره را عرض کردم که بگویم ، اگر دوستان عزیزم از دسته ی کتابخوارها هستند ، شک نفرمایند که این کتاب یکی از بهترین آثار داستانی تاریخ بشری است . اما اگر می خواهند تازه کتاب خواندن را شروع بفرمایند ، بهتر است که این کتاب شاهکار را ، در بدو امر نچشند . چرا که برخی تلخیها ، عادت کردن می خواهد و عادت کردن ، زمان .
با سپاس
محسن نامدارزاده
م.ن.صفا
تبلیغات☆افزایش بازدید و افزایش فروش☆ در ارم بلاگ
مشاهده