» جنایت و مکافات
دوستان کتابخوارم سلام و درود
امروز میخواهم به سخن کوتاهی در باب کتاب جنایت و مکافات بپردازم . کتابی که به باور من در کنار کتاب برادران کارامازوف ، از شاهکارهای عظیم ادبیات انسانی است .
داستایفسکی را همه ی اهل کتاب می شناسند . کسی که به باور من با آن و روحی سرشار از زخم های عمیق و سطحی ، بر فراز قله ی ادبیات ایستاده است .
سفارش می کنم این اثر بزرگ را بارها بخوانید . آنقدر که بتوان گفت آن را با اشتهای بسیار خورده اید . راستش هر کتابی ارزش خوردن ندارد . اگرچه هر کتابی ارزش خواندن دارد .
داستایفسکی در این کتاب ، همچون باقی کتابهای خویش ، ابتدا پوست و گوشت و استخوان شخصیت ها را آفریده و پس از آن ، با کمال هنرمندی در تن آنها ، جان می دمد . شخصیت ها آنقدر زنده هستند که نمی توان گفت که خیالی هستند . بلکه احساس می شود که همه ی آنها با تمام ویژگی های خود وجود خارجی دارند . حتا مکان ها آنچنان زنده اند که خواننده گویی آنها را مشاهده می کند و احیانا اگر به روسیه سفر کند ، با چشمان کنجکاو به دنبال مکان های مذکور می گردد .
جدای از این مسایل ، کتاب سرشار از دیالوگ ها ، مونولوگ ها و صحنه های است که برای همیشه در ذهن و جان خواننده باقی می مانند . خواننده مدام در طول زندگی خویش به مواردی برخورد می کند که به ارزش موجودیت کتاب جنایت و مکافات بیش از پیش ، پی می برد .
برای مثال سونیا که دختری است که با تن فروشی ، هزینه ای برای خرج خانواده اش فراهم می کند ، در صحنه ای در مقابل راسکولنیکوف که شخصیت اصلی داستان است در یک مکان سر بسته قرار می گیرد . راسکولنیکوف در مقابل او زانو می زند . سونیا یادآوری می کند که ، او آنچنان دختر پاکی نیست . اما راسکولنیکوف بیان می دارد که او در مقابل درد انسانیت زانو زده است .
این تنها نمونه ای است از صحنه های بسیار تکان دهنده ی این رمان .
امیدوارم دوستان کتابخوارم با اشتهای تمام بارها و بارها بر سر این سفره ی عظیم ادبیات نشسته و با تمام وجود کلمه ها را ببلعد .
با سپاس
م.ن.صفا


وبلاگ کتاب خوار
مطلب مرتبط
طرز تهیه لیموناد آناناس استوایی تابستانی 