» پیر مرد و دریا
با درود خدمت دوستان کتابخوارم
بی شک نام همینگوی را همه ی دوستان کتابخوارم شنیده اند . شما دوستان می دانید که همینگوی در شرح تصاویر داستانی و وقایع آن ، چقدر چیره دست بوده . کافیست که اندکی قوه ی خیال خواننده قوی باشد و با نوشته های همینگوی روبرو شود ، در این حال است که سفر در زمان و مکان برای خواننده اتفاق خواهد افتاد.
قطعا دوستان کتابخوارم ، بیش از دیگران به عمق این سفرها پی خواهند برد و از آنها لذت خواهند برد.
داستان از این قرار است که پیرمردی ماهیگیر ، در دریا تک و تنها گیر می افتاد . خب بی شک همه ی ما می توانیم برای این طرح داستانی ، چند صفحه ای بنویسیم . اما حدود چهل پنجاه صفحه را فکر نمی کنم . آن هم در حالی که متن به هیچ وجه دچار تطویل نشده و خواننده را خسته نکند .
راستش مدتی پیش نشسته بودم و در خلوت خود به خاطراتم فکر می کردم که ناگهان خاطره ی گیر افتادن در یک قایق در دریا به مدت یک هفته در ذهنم زنده شد . هرچه فکر می کردم ، من دریا رفته بودم ولی یک هفته نه . اما از طرفی خاطراتی را به صورت واضح به یاد می آوردم! ناگهان یادم افتاد که من این داستان همینگوی را سالها قبل خوانده ام و حالا همان به خاطراتم پیوند خورده . این خیلی قدرت می خواهد که متن را طوری بنویسی که به خاطرات کسی پیوند بخورد و در ابتدا نتواند متوجه شود که این خاطرات متعلق به کتابی بوده که قبلاً خوانده است .
به دوستان کتابخوارم ، بو کشیدن کاغذهای باحال این کتاب و پس از آن خوردن متن بسیار جذابش را پیشنهاد می کنم .
با سپاس
محسن نامدارزاده
م.ن.صفا


وبلاگ کتاب خوار
مطلب مرتبط
ترند کیف و کفش تابستان ۲۰۲۶